هیچ وقت نمیتوانم باور کنم ونمی خواهم باور کنم که باید به چهار دیواری اتاقم برای همیشه
عادت کنم هیچ وقت احساس نکرده بودم موجی که بر سنگ های کنار ساحل میخورد
تشابه غریبانه ای دارم هیچ وقت احساس نکرده بودم من وموج سرگردان که هر دو به دست صخره
ساحل شکستیم
دیشب سعی کردم واسه ی اولین بار به خود تلقین کنم که باید تا آخر عمر تنها باشم
سخت بود............ ![]()
آن روز که من قطره قطره اشکم را نزد تاریکی شب به امانت میگذاشتم
نمی دانستم که به حرمت هر قطره اشک من پوز خندی از ته دل میزنی
آن روز که دستان سردم را در دستان گرمت نهادم نمی دانستم که گرمی قلب شکست خورده ی خودم
است آن روز که فریب حرف های شیرینت را خوردم نمی دانستم که این حرف ها سرابی بیش نیست
و حال به درستی نمیدانم که سراب خیالی چیست...؟؟؟؟؟؟ ولی هرچه هستی دوستت دارم با آنکه
نمیدانم تا کی ؟تا چه وقت ؟ تا ابد؟
سنگر میگرفت/کاش میشد از لبان زندگی روز وشب عطر تبسم میچکیداز گلوی روشن پروانه ها عطر
موزون ترنم می چکید /کاش میشد آسمان زندگی بوی پروازی مبارک میگرفت باز هم عطر پرستو می
وزید/باز باران چکاوک میگرفت / زندگی زیباست باید خوب بود /زخم ها را میتوان مرحم گذاشت /
میتوان با عشق شد همسایه باز بر لب گل بوسه ی شبنم نهاد/ میتوان بر زندگی لبخند زد /
صوت اواز قناری را شنید/ می توان بر روی بال شاپرک خنده ی صبح بهاری را کشید/ با سخاوت میتوان
همسایه شد مهربانی را به گل تقدیم کرد/ با عدالت می توان همسفره شد زندگی را میتوان تقسیم
کرد/خوب بودن آنقدر هم سخت نیست / خانه ی خوبی همین نزدیکی است / باید از کنون به فردا فکر
کرد دست ه کاری ما،جمع خوبی های ماست.....................
اگه دوست دارین بگین
بارها گفتم دویستم داری گفت : آری تا زمانی خاموش ماندم
ولی....................... آخر از پای شکیب افتادم وگفتم
راست بگو تو را خواهم بخشید آیا دل به دیگری سپردی گفت : نه فریاد زدم راستش را بگو از
گنهت هرچند سنگین خواهم گذشت.......................
عاقبت با آرزوی فراوان پیش آمد وگفت :
مرا ببخش دیگری را دوست دارم
گفتم سالها تو به من دروغ گفتی این بار من به تو ......
هرگز تو را نخواهم بخشید
از همیشه های دلواپسی واز اکنون های عاشقی
از گفته های ناگفته ام واز ترنم احساس بودن با تو
لحظه ها را به وقف نشسته ام تا در تک تک ثانیه هایم
تورا بیابم
شاندل:
عشق وایمان در اوج پروازش از سطح ستایش ها میگذرد
ومعشوق در انتهای صعوداش در چشم عاشق سراپا غرقه ی سرزنش میشود واین هنگامی است که دوست استحقاق بخشوده شدن را چشم دوست از دست میدهد
![]()
با تو آشنا نبودم اگه بودم این نبودم
تنها از تومینوشتم تنها از تو میسرودم
اگه فرصتی میدادی که فقط نگات میکردم
همه ترانه هام یشکش صدات میکردم
اهل تبسم نیستم چون مثل ماهی میکنم
من عاشق چشم توام هرچه بخواهی میکنم
از روی نادانی اگر حرفی زدم روزی نرو
قبلاا ز این رفتار زشتم عذر خواهی میکنم
![]()
درد شیرین سر به سینه ی بی قرارم میکوبد دردی شبیه عشق درد ی که سایه ی نوازشگرت
را می جوید کاش میدانستی که چقدر دلتنگه نگاه توام لبهایم خاموشن اما............................
کاش غوغای درونم را می شنیدی تا من همیشه آرام وبی پروا به تماشای
رخ زیبایت مینشستم وبا دیدن غنچه ی لبخندی که در میان لبهایت پرپر میشد ....................
توان زندگی میافتم
آه.................... چقدر سرگردانم منم وسکوت و غم کاش میتوانستم فریاد عشقم را
به صدا در بیاورم تا طنین دل نوازشش را میشنیدی
وباور میکردی که به تو میگوید
دوستت دارم ![]()
![]()
![]()
بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم
به باغ خاطرم هر روز وهر شب تو را تنهای تنها دوست دارم
منم چون ماهی افتاده در شن تو را مانند دریا دوست دارم
نگاهی کن به من ای عاشق دل تو را مانند رویا دوست دارم
![]()
![]()
موج اگه میدونست که ساحل هیچ وقت دستشو نمیگیره
هرگز نفس نفس نمی زد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()